تبليغاتX
بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف - انتشار بیانیه ها

بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف

انتشار بیانیه ها

بیانیه انجمن اسلامی منتشر شد. بیانیه شماره ۲ شورای صنفی دانشگاه نیر منتشر شد. (لینکش به زودی روی همین وبلاگ گذاشته می شود.)

همچنان منتظر متن های شما٬ حاوی شرح٬ تحلیل و انتقاد (ولو به انجمن) می باشیم: sharifuni.anjoman@gmail.com

اضافه می کنیم که در کامنت های مطلب گذشته از قول ۳ نفر از اعضای فعال انجمن٬ مطالبی نوشته شده است که از سوی خودشان نوشته نشده است! این واقعیت البته که بدیهی٬ ولی جهت تاکید ذکر می شود.

 

متن زیر توسط یکی از دختران دانشگاه جهت انتشار در وبلاگ ارسال شده است:

_________________________

                                              به نام حقیقت مطلق

 

  •  پراکندگی مطالب و بعضا بی ربط را به بزرگواری خود ببخشید!!

   دوشنبه 22 اسفند برای تمام جامعه شریف روز بسیار تلخی بود ،روز تلخی برای همه !

نمی دانم چگونه جماعتی   به خود این اجازه را می دهند که شهدا را آنگونه و به زور در مسجد دفن کنند ؟ چگونه در مسجد دانشجو را مورد نوازش قرار می دهند؟؟؟!!!!

"یا حسین" گویان شهدای عزیز را به سوی قبرها روانه کردند –حتی اگر متهم به نفاق شوم ، چون اینان فقط خود را مسلمان و دوستدار شهید می دانند ، باز هم می گویم عزیز چون برایم واقعا عزیزند- .

    من به چرایی اتفاق افتادن جریانات ان روز خیلی فکر کردم ، به راستی چرا باید چنین اتفاقاتی رخ دهد؟ چرا باید دانشجو لگد مال شود؟ چرا تمام حرمت ها شکسته شد؟ چرا رییس دانشگاه مورد ضرب وشتم قرار گرفت؟ چرا به زعم عده ای ؛ افرادی از مخالفین به تابوتها حمله کردند ؟-من در موقع درگیری انقدر جلو نبودم تا همه جزییات را دیده باشم و از صحت وسقم ان خبر ندارم- چرا جناب حدادیان –دامت افاضاته- ان گونه موجبات تحریک دوستانش را فراهم می اورد ؟-مگر نمی دانست که با این شیوه حرمت شهدا شکسته می شود- و هزاران چرای دیگر ... !! در جواب  کسانی که می پرسند "چه باید کرد؟" می گویم ریشه یابی و پیدا کردن جواب چراهایی که در ذهن تک تک دوستان است به ما کمک می کند تا تجربه ها بیندوزیم تا از تکرار این حوادث جلوگیری شود ، تا اعتراضات ما دیگر رنگ خشونت نگیرد –البته جماعت لباس شخصی جز خشونت و چماق اصولا زبان دیگری را بلد نیستند- اما حداقلش خود ما از ابزار خشونت استفاده نکنیم شاید بررسی دقیق و موشکافانه حوادث کوی ویا قضیه دکتر صالحی  موجب می شد ان روز شاهد ضرب وشتم دکتر سهراب پور نباشیم و بهتر بتوانیم بر احساسات مدیریت و کنترل داشته باشیم ! (که این عامل باعث عوض شدن جای شاکی شد و پیراهن عثمانی برای دوستان Sharifnews و یارانشان پیدا شد!!)

با بررسی وقایع 22 اسفند نکات زیادی پیش چشم باز می شود از ان جمله :

  1. با گذشت 27 سال از انقلاب ، برای حفظ مشروعیت، محبوبیت و قدرت از بسیاری چیزها خرج شد .دین، مذهب( تشیع) ، فرهنگ و این بار شهید و شهادت که این اخری با بقیه یک فرق اساسی دارد و ان عزیز بودن و مورد احترام بودن شهید برای همه است . (احساس من ) حاکی از ضعف حکومت در این روزها است که از نام شهید برای مقاصد خود خرج می کنند و شهید را همچون دین، مِلک ما لمیک خود می دانند !!
  2. با مطالعه شرق و کیهان مورخ 23 اسفند ماه 84 (تنها روزنامه های انتشار دهنده حوادث 22 اسفند) و مقایسه ان با اخبار بعضی از خبرگزاری ها و حتی BBCفارسی متوجه ضعف خبرنگاران در ثبت وقایع می شویم ! البته از کیهان بیش از این انتظاری نمی رود . قراردادن مخالفین در صف اقلیت و نامیدن انها به عنوان یک مشت انسانهای بازی خورده و فریب خورده !! نشان از خط مشی منحط فکری کیهان نشینان دارد که به یمن دولت مهرورز 70 میلیونی سردبیر همین روزنامه به مقام وزارت فرهنگ می رسد تا با همان تفکرات فرهنگ بسازد!!
  3. دامن زدن روزنامه کیهان به حوادث ان روز تحت عنوان گزارشی از توطئه در دانشگاه شریف در روز 24 اسفند ماه هم به نوبه خود جا لب است. گزارشی که بیشتر شبیه توهمات و خیال پردازیهای نویسنده گمنام ان دارد . به قول  یکی از دوستان اگر تمام ان گزارش را باور کنیم با خوابگاه مجاور اتاق رییس چه کنیم ؟ و جالب تر از اینکه این گاف بزرگ راهم در افشاگری عضو نادم و عذاب وجدان گرفته انجمن هم می اورد!!(بابا حداقل آدرس خوابگاههای دانشگاه رو ازدوستان بسیجیتان می گرفتید که این قدر ضایع نباشد!!)نثر بچه گانه وتاحدودی طنزامیز مقاله را هم به دروغهای ان گزارش اضافه کنید .( من نمی دانم نویسنده این مقاله مردم را چی فرض کرده!!)     

وقتی چهارشنبه 24 اسفند گزارش کیهان را می خواندم به یاد این جملات شهید دکتر علی شریعتی افتادم که :

 

قلم توتم من است        قلم توتم ماست    به قلم سوگند

  به خون سياهي که از حلقومش مي چکد سوگند

  به رشحه خوني که از زبانش مي تابد سوگند 

 به ضجه هاي دردي که از سينه اش بر مي يابد سوگند

که توتم مقدسم را نمي‌فروشم !    نمي‌کشم ، به دست زورش تسليم نمي‌کنم 

                                               به کيسه زرش نمي‌بخشم    به سر انگشت تزويرش نمي‌سپرم ....

 

چگونه است که روزنامهای که از بودجه بیت المال تغذیه می شود تحت نظر رهبری می باشد اجازه دارد این گونه داستان پردازی کند و هیچ کس هم تنواند به ان متعرض شود ؟ چگونه این داعیه داران اسلام و شیعیان علی (ع) !!! و پاسداران خون شهدا هرچه می خواهند می نویسند –انهم به این فضاحت و وقاحت- وبه شعور مردم توهین می کنند اما همواره هم از هر دادگاهی با حکم تبرئه بیرون می آیند !! چه عدالتی !!!

 

چرا باید جامعه ما و در مقیاس کوچکتر به این سمت وسو برود ؟ چرا افرادی به خود اجازه می دهند هرگونه مخالفتی را سرکوب کنند و جواب هر اعتراضی را با خشونت بدهند؟ چرا عده ای دکتر سهراب پور را کتک می زنند ؟مگر نمی دانند با داشتن این دولت کریمه اگر ایشان عوض شوند رییسی بهتر از ایشان –مسلما- جایگزین نخواهد شد!! مگر نمی دانند که جای شاکی ومتهم عوض می شود ؟ مگر نمی دانند این قضیه باعث کمرنگ شدن حوادث داخل مسجد می شود؟

 

به نظر من عوامل زیادی وجود دارند که جامعه ما را به این سمت و سو می برد وشاید مهمترین آنها ناآگاهی و بی تفاوتی مردم باشد .و در مقیاس کوچکتر –جامعه دانشگاهی- بی تفاوتی و ترس از هزینه ها ی پرداختن به مسائل اطرافمان نسبت به ناآگاهی نمود بیشتری دارد . با حذف روزنامه ها توسط اقتدارگرایان و عدم حضور مطبوعات، نشریات و رسانه های آزاد ومستقل ، عدم دسترسی اکثر مردم به اینترنت و مسدود و فیلتر بودن بیشتر سایتها و بعضا وب لاگ های مخالفین ،منتقدین و دگر اندیشان ، سکوت سنگین روشنفکران ، سرخوردگی جامعه در پی تحقق نیافتن اکثر شعارهای اصلاح طلبان و مشکلات اقتصادی ومعیشتی نا آگاهی عمومی جامعه را به همراه دارد.

تمام موارد بالا خود معلول ایجاد حس بی تفاوتی نیز می شود .وجدان  و غرور ملی آسیب دیده است . مردم امیدی به اصلاح وضع موجود ندارند و هرکس به دنبال منافع خود می باشد.

و آنانی که اندک امیدی دارند ، آن را در انتخاب محمود احمدی نژاد تجلی می دهند.

 

اما در مورد دانشجو اوضاع متفاوت تر است ؛ زیرا دانشجو باید وجدان اگاه وبیدار جامعه باشد و در ثانی دسترسی دانشجویان به اطلاعات –به خصوص اینترنت- حضور در جامعه باعث آگاهی بیشتر دانشجو  نسبت به جامعه در مقایسه با توده مردم می شود . اما بی تفاوتی و سکوت نیز در میان ما به چشم می خورد . در مقابل سرکوب اعتراض صنفی کارمندان وکارگران زحمت کش شرکت واحد سکوت می کنیم – البته گلی به جمال انجمن اسلامی که  این موضوع را خبرنامه خود منعکس کرد و بیانیه ای در پی سرکوب اعتصاب انان منتشر کرد- .چرا در مقابل سرکوب تجمع زنان در پارک دانشجو به مناسبت 8 مارس از خودمان نمی پرسیم مگر این زنان جز استیفای حقوق خود وگرامیداشت روز زن چیز دیگری می خواستند ؟ چرا  یک تجمع آرام صنفی وحقوقی  و نه سیاسی به بهانه اینکه ممکن است سیاسی شود !!! وعلاج واقعه قبل از وقوع باید کرد!!!! به خشونت کشیده می شود؟ در مقابل ظلم آشکاری که نسبت به زندانیان سیاسی می شود چه کرده ایم ؟ جالب است که می گویند گنجی در زندان انفرادی بوده است و از طرفی منکر وجود زندان انفرادی می شوند ! دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را !!! ؟؟؟؟

روزی که این گونه در برابر همه چیز یر پایین انداختیم ، در مقابل تمام ظلم ها سکوت کردیم ، ان روز طرحهایی از این دست را برایمان تصویب کردند .زیرا از سکوت ما مطمئن بودند !! 22 اسفند با تمام تلخی هایش حداقل این حسن را داشت که یک بار دیگر سکوت سنگین ما شکسته شد .

براستی به خاطر ترس از هزینه ها سکوت بهترین گزینه است ؟

باید در برابر مشکلات جامعه اعم از اقتصادی ،سیاسی ،اجتماعی وفرهنگی بپاخیزیم و  جامعه را آگاه کنیم این وظیفه تک تک ماست !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:11  توسط یکی از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف  |