تبليغاتX
بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف - دو مطلب

بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف

دو مطلب

سلام؛
۱- سپاسگزار همکاری شمائیم. چه آن هایی که برای ما مطلب فرستادند، چه آن هایی که در وبلاگشان حرف ها زدند و چه آن ها که به این جا سر می زنند و به پویا تر شدن وبلاگ کمک می کنند که الحق والانصاف پویا تر از قبل شده است. داشتن ۴۰ نظر - تا به حال - برای یک پست، شاهدی بر مدعاست.


۲- امروز دو مطلب داریم. یکی از دختران، مطلب ادبی کوتاهی برایمان فرستاده اند و یکی از پسرها نیز تحلیل نسبتاً کوتاهی که حاوی انتقاداتی به انجمن نیز هست.

آدرس ما بود : sharifuni.anjoman@gmail.com
پایدار باشید.

                            

                                               ____________________
متن اول؛

گام هايمان را فرسودند

دل هايمان را شكستند

اميدمان را تاريك كردند

و جاهاي پايمان را خواهند شست

و ما در پهنه ي زمان و فراموشي ها خود را از ياد خواهيم برد

 

                                                                   اگر برنخيزيم

 

و اينك بهار، و قدم هايي نو ، و آغوشي گشوده ،  بياييد اجازه دهيم بهار با تمام تازگي اش ما را در بر گيرد.بگذاريم خون تازه اي در رگ هايمان جاري گردد. بياييد محكم تر از هميشه قدم برداريم.بياييد خود را در انتظار فرارسيدن روزگاري خوش پير نكنيم.بياييد اميدهايمان را روي تاقچه هاي فراموشي زمان جا نگذاريم. خاموش نمانيم در برابر ظلمي كه مي خواهد همه چيزمان را با نام عدالت از ما بگيرد. بياييد برخيزيم و يكبار، تنها يكبار آنچه از حقوقمان را كه در زير لگد هاي خود گرفتند ،هرچند نيمه جان، باز پس گيريم. تنها يكبار ايمان بياوريم به خود، و در مرداب هاي سكون مرگ رويا هاي خود را به سوگ ننشينيم.

 

و بياييد زيبايي هايي را كه در كوچه باغ هاي دوباره نگريستن ديده ايم،بر آنان كه چشمانشان را بر روي آنها بسته اند،بنماييم .بياييد بزرگ باشيم و تازگي بهار را براي آنان كه انديشه هاي نو را بر ذهن خود بسته اند،آرزو كنيم.

 

بياييد آرزو كنيم بهار تمامي ما را هستي اي تازه بخشدتا ما نيز رنگ تازه اي نثار جهان كنيم.

 

 

 

                                                   روزتان سپيد

                                                                 انديشه تان سبز

                                                                            قلب هايتان سرخ و آتشين باد       

                                          ____________________

متن دوم؛

حدود بیست روز از درگيری های شريف می گذرد. اخبار در رسانه های عمومی مگر چند روزنامه انتشار نيافت. تنها روزنامه های کيهان و شرق خبر را بازتاب دادند٬ اولی با فضاحت و دروغ هر چه تمام تر و دومی نسبتا صادقانه و منطبق بر واقعيت. اما در اينترنت اين خبر بازتاب گسترده تری
يافت٬ ‌‌BBC Persian , VOA, ادوار نيوز و غيره. گروه های بسيجی در اينترنت هم بيکار نبودند و طبعا خبر را باب ميل خود منتشر کردند. به هر حا فکر می کنم کسی که به راستی به دنبال واقعيت بوده٬ با جستجوی مناسب و پيگير و با توجه به شناختی که نسبت به بسيج داريم٬ می توانسته واقعيت امر را کشف کند. در اينجا تنها می خواهم به بيان نکاتی در مورد درگيری ها بپردازم.

 

۱- حرف زدن و جدل با ديگران در حالی که از اصول و منطق و ادبيات آنها پيروی می کنيم٬ معمولا محکوم به شکست است. يکی از علل ضعف انجمن اسلامی نه در اين مورد خاص٬ بلکه در کليه ی فعاليت هايش نامی است که يدک می کشد و وابستگی هايی است که به سيستم حاکم دارد. تا زمانی که مهمترين استدلال برای جلوگيری از تدفين شهدا در دانشگاه حفظ حرمت آنها باشد٬ اين مخالفت محکوم به شکست است.

 

۲- علی رغم نکته ی بالا٬ آن چيزی که موجب پيروی و تداوم حرکت دانشجويان شده٬ رهبری نسبتا منسجم و پيگير انجمن اسامی بوده است.

۳- عده ای ديدگاهی تندروانه داشتند٬ مبنی بر مقابله به مثل و تخريب و غيره. علی رغم اينکه انجمن نمی تواند تا انتهای خواسته ی دانشجويان آنها را همراهی کند(مگر اينکه تعريف خود را عوض کند) اما مهمترين کاری که پس از درگيری ها می شد کرد تلاش برای حفظ رهبری و ادامه ی حيات آن بود.

۴- جنبش در حال حاضر وسايل اعمال قدرت در دست ندارد٬ تنها کاری که می تواند انجام دهد پيگيری اعتراض و استفاده از ادبيات مستقل و عدم ايجاد درگيری و بروز دادن نقطه ی ضعف است.

۵- در تريبون آزاد کسی می گفت من اينجا آمده ام تا فارغ از هر جهت گيری سياسی صحبت کنم. حالم از کسانی که کشته مرده ی گفتمان و حرف منطقی هستند به هم می خورد. هر سيستم بنا به تعريف خود را حفظ می کند و گسترش می دهد و لوازم اين امور را فراهم می سازد٬ آيا می شود به زبان منطق و گفتمان از سيستمی خواهش کنيم که لوازم تحکيم خود را فراهم نياورد؟

۶- باز در تريبون آزاد شخصی از هيات الزهرا گفت ما هم با تدفين شهدا مخالف بوديم٬ اما حالا که با بی برنامگی مسئولين و کوتاهی عده ای٬ شهدا به هرحال بدون اطلاع دانشجويان به دانشگاه آورده شده٬ به خاطر حرمت شهدا نبايد مخالفت کنيم. بايد بگذاريم تدفين صورت بگيرد و پس از آن دانشگاه را به خاطر عمل خودسرانه اش مورد بازخواست قرار دهيم. جوب منطقی اين حرف مرا به ياد عبارت عمل انجام شده می اندازد.

۷- بايد توجه داشت آن چيزی که مهم است تدفين يا عدم تدفين شهدا نيست( که فکر می کنم از اول معلوم بود که دنشگاه به هر نحو این کار را خواهد کرد) بلکه مهم تاثيری است که اين اعتراض می گذارد. نبايد هدف اصلی را فراموش کرد٬ و نبايد انرژی و نقاط اتکا را صرف همين اتفاق کرد٬ بايد حرکت دانشجويی را به سمت کسب حقوق مدنی پيش برد و نه تلاشی فرسايشی در مقابله با تدفين و پيامد های آن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 20:21  توسط یکی از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف  |