تبليغاتX
بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف - دانشگاه باز می شود

بیست و دوم اسفند، دانشگاه صنعتي شريف

دانشگاه باز می شود

سلام؛
۱- ایام عید هم تمام شد. امیدواریم به همه ی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف این ایام خوش گذشته باشد.

۲- برای ما جای خوشوقتی است که در این بیست و اندی روزی که از ۲۲ اسفند می گذرد توانستیم این وبلاگ را با همکاری شما پویا نگه داریم. تعداد بازدیدکننده ها به طور متوسط ۲۵۰ نفر در هر روز بود و دوستان زیادی به آدرس sharifuni.anjoman@gmail.com مطلب فرستادند. بدون شک تداوم پویایی وبلاگ در گرو ایده های تازه ایست. پیشنهادهای شما می تواند ما را یاری دهد.

۳- از امروز دانشگاه باز می شود. با باز شدن دانشگاه و حضور دانشجویان، امکان بیشتری برای تبادل نظر و طرح راهکارهای اجرایی وجود دارد تا عاملین ضرب و شتم دانشجویان و مسئولینی که سهل انگاری و بی کفایتی خود را در جریان اتفاقات بیست و دوی اسفند ثابت کرده اند مجبور به پاسخگویی شوند.

۴- سه نفر از دوستانمان بر نوشته ی موافق طرح تدفین که در دو پست قبل روی وبلاگ گذاشتیم نقد نوشته اند و خواسته اند روی وبلاگ قرار گیرد که به مرور زمان روی وبلاگ می گذاریم.

 

پایدار و پیروز باشید.
         


_________________________


در مورد نوشته ي دوستِ موافق طرح(آقاي عرب مازيار) كه پيشتر در بلاگ قرار گرفته بود مواردي به ذهنم رسيد كه براي دوستان انجمني مي فرستم و قبلا از دست اندركاران انجمن تشكر مي كنم.

 

 اما در مورد تذكراتِ ابتدايي كه داده بودند بايد اظهار تاسف كنم كه  آنچه كه تحت عنوان " جستجوي حقيقت " ذكر كردند را در فضاي سياسي به زحمت پيدا مي كنند و اينكه مغرضانه سخن گفتن و خبر دادن براي آن كس كه در جستجوي حقيقت است گران تمام مي شود اما تماما ديده ايم و شنيده ايم كه سياست متشكل از همين موضع گيري هاست و هيچ گاه متوقف چيزي ذيل "بيان حقيقت" نشده است از اين منظر دست اندر كاران روزنامه هايي مثل كيهان و يالثارات خيلي سياستمدارانه تر وخبره تر از دوستان حقيقت طلب ما بوده اند بنابراين تا ساز و كارهايي براي جهت دهي اين غرض ورزي ها در كارنباشد "خوب بودن" در سياست تعريف ديگري را مي طلبد.

 

نوشته بودند كه معناي "زنده باد مخالف من " را وقتي درك كرده اند كه يكي از "موافقين" هنگام صحبت كردن ، توسط "مخالفين" به اصطلاح هو شده است.دوست دارم ايشان اين را از مد نظرشان دور ندارند كه  "مخالف" وقتي وجود خارجي دارد كه حداقل حقي يا تاثيري نسبت به "موضوع" داشته باشد.در فضايي كه كمترين اصول انساني و همه پرسي گري به نفع به اصطلاح "موافقين" به حالت تعليق در آمده (عده اي از موافقان در حال صحبت اند و عده اي ديگراز آنها در حال تدفين شهداء) بايد در استفاده از الفاظ "موافق" و "مخالف" كمي تامل به خرج دهيم.پس وقتي تا رسيدن به الزامات  رفراندوم تا به اين حد فاصله داريم  حرف زدن از  "حقوق انسانها" و "دفاع از شان دانشگاه" و "آزادي بيان" و   "نظرسنجي" و  " 200 موافق و 700 مخالف" ، خامي به نظر ميرسد.

 

1.   شخصا فكر مي كنم از ادب كمي به دور باشد كه گفتن اين كه "شهدا فرهنگ شهادت ‌طلبي را در دل ما زنده نگه مي‌دارند" و "اي دانشجو! بدان که براي چه راحت درس مي‌خواني" را ، يادآوري قلمداد كنند وگرنه اين مفاهيم خيلي عجيب و جديد و دور از ذهن نيز نيستند.

آيا با وجود تمام مشكلات اداري و سازماني و بازاري و وزارت خانه اي كه وجود دارد و همه ي دانشجويانِ تازه وارد محيط كار شده را دچار تنش مي كند و بعد از مدتها به او مي فهماند كه همه ي آن مفاهيم قشنگ و مطلوب و ايده آلِ دانشگاه را بايد كنار بگذارد، دانشگاه بيشتر محتاج يك تذكار دهنده اي به نام شهيد است يا همان سازمان ها و ادارات و غيره ويا شايد آنقدر شهر ازشهيد اشباع شده كه آقايان به ياد دانشگاه افتاده اند.

 

2.   درمورد دانشگاه MIT آمريکا كه "شهيدانِ" خودشان را آنجا دفن كرده اند واضح است كه اگر مي خواهيم نسخه اي از انسان دوستي آنها را پياده كنيم و البته كمي هم به عقلمان تكيه كنيم شرايط بومي را هم بايد در نظر بگيريم . مسلما آنها مفاهيمي مثل تشيع و شهيد و بسيج و سپاه و سعيد حداديان و سياست ديني و دين سياسي و معنوي كردن دانشگاه و كثيف پنداشتن سياست و حزب و اعتقاد شديد به يكدست سازي باطني و ظاهري مردم را ندارند.

 

3.   گفته اند كه ما كه قشر تحصيل کرده جامعه هستيم بايد براي دفاع از استقلال و پيشرفت کشور پيشگام باشيم.و البته سخن كاملا به جايي است ودر ضمن بايد بدانيم كه دانشگاه كه منشا استقلال كشور است خود بايد مستقل ترين ارگان باشد فكر مي كنم كه اين پيش فرض حداقلي است براي شروع بحث با آقايان.اما آيا همين مسئله در اولين گام موجب نشد كه 30 نفر از نمايدگان مجلس شوراي اسلامي در نامه اي خواستار برخورد با مسببين مخالفت با اين طرح شوند،آيا اين اولين قدم در از بين بردن استقلال دانشگاه نيست.مگر اينكه تعريف ديگري از استقلال ارائه بدهندو يا پدر بزرگ وارانه در فكرِبه خير و صلاح مملكت خود را يكه تاز بدانند.

 

4.   اين كه "تمام مردم يک کشور صاحب اموال عمومي آن منجمله دانشگاه ما هستند. پس بنابراين براي هر کاري بايد از تمام صاحبان آن اجازه گرفت و رفراندومي عمومي برگزار کرد" به نظر ايشان نابجا مي آيد، درست، اما همان طور كه صاحبان مجلس يعني مردم در مجلس نمايندگاني دارند نمايندگان مردم در دانشگاه نيز دانشجويان هستند و رفراندوم در چنين ابعادي آنهم وقتي مسئله حاد ميشود امروحشتناكي نيست و مي دانيم اينكه چند نفر بنشينند و براي عده اي بسيار بيشتر تصميم گيري كنند براي همه ي ما در ابتداي امر نامعقول است و تنها در مواقعي كه راي گيري بسيار هزينه بر و نا معقول باشد بايد به تصميم گيري در ابعاد كوچكتر تن داد.چه، موارد بسياري وجود دارد كه شوراي فرهنگي "فلسفه ي وجوديِ " خود را به كار بسته است.

 

والسلام

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:1  توسط یکی از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف  |